الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
56
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
داده از كجا ما بفهميم كه شارع در اين وعدههايش صادق است و در اين وعيدهايش صادق است و كاذب نيست ؟ هيچ راهى نداريم جز اينكه بگوئيم خداوند حكيم است و كار قبيح انجام نمىدهد و كذب چون قبيح است عقلا صدورش از مولاى حكيم محال است ، بنابراين بالاخره حسن و قبح شرعى متوقف است بر حسن و قبح عقلى و اگر حسن و قبح عقلى نباشد ، حسن و قبح شرعى هم نيست . « ان قلت » : لازم نيست عقل بگويد كذب قبيح است و بر شارع محال است ، بلكه خود شرع گفته كذب قبيح است و از شارع صادر نمىشود . قلت : خود اين يك كلام است ، از كجا بفهميم كه شارع در همين كلام صادق است يا كاذب ؟ آيا جز از راه عقل راه ديگرى هست ؟ « حاشاوكلّا » . و اللازم باطل « يعنى : اينكه حسن و قبح شرعى نداشته باشيم باطل است . » چون بالاجماع حسن و قبح شرعى داريم . فالملزوم مثله ، پس اينكه حسن و قبح عقلى نداشته باشيم باطل است . اشاعره از اين دليل جواب دادهاند به اينكه : شما در بيان ملازمه گفتيد مجرد امر و نهى شارع موجب حسن مأمور به و قبح منهى عنه نمىشود ، بلكه علاوه بايد مدح و ذم هم بكند ، يعنى ثواب و عقاب هم بدهد تا حسن يا قبيح باشد . ما مىگوئيم : در حسن مأمور به و قبح منهى عنه ، نيازى به فرض مدح و ذم و ثواب و عقاب نداريم بلكه كافيست كه امرى يا نهيى از شارع تعلق بگيرد ، به مجرد تعلق امر مأمور به حسن مىشود و لو مدح و ثوابى نباشد و به مجرد نهى ، منهى عنه قبيح مىشود و لو مذمت و عقابى نباشد و فرض اين است كه امر و نهى داريم ، پس نيازى به فرض مدح و ذم نيست ، تا شما بگوئى اينها عقلى است و به حكم عقل است . مصنف مىفرمايد : هم مستدل و هم مجيب هر دو ادعائى بيش نكردهاند و اين سخن مصادره به مطلوب است ، زيرا مستدل مىگويد : در اتصاف مأمور به به حسن و منهى عنه به قبح وجود مدح و ذم عقلى لازم است و مجيب مىگويد : خير لازم نيست ، بدون حكم عقل به مدح و ذم نيز امر و نهى كه آمد حسن و قبح مىآورد . پس اين سخن برگشت به اصل دعوى دارد كه اشاعره مىگويند ، حسن و قبح